دردهاتی کوچک وسرسبزباشدخانه ام
درجوارشهرشازنداست این جانانه ام
کوه شهبازش دماونداست وباغش سبزسبز
بهرآن کوچک سراب فصلیش دیوانه ام
یک جهان سبزی ویک دنیاگل سرخ وسفید
بهرگلبرگ لطیف وحشی اش پروانه ام
زینتش فرزندزهرانام اوعبداله است
ان نگین باصفا راطالب رندانه ام
مردمش خونگرم وپویا کشتزارش باصفا
باهزاروصدنفرجمعیتش همخانه ام
گرچه میبینم هزاران شهرچون تهران ورشت
لیک خوشحالم ازاینکه ساکن سورانه ام